ابو القاسم راز شيرازى
546
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
سوء ، و در غير آن - كه كلام خير است - ساكت مباش اگر استطاعت دارى . و امّا سكينه بقلب و سكوت به زبان ، پس آن هيئتى است نيكو و با رفعت از حقّ تعالى از براى اهل سكوت ؛ و ايشان امينان اسرار خداوند در زميناند . شرح تفصيلى بدان بتحقيق كه صدور كلام از متكلّم ، به جهت ظاهر ساختن مقاصد قلبيّه و ملكات نفسانيّهء باطنيّه است ؛ و هرگاه متكلّم ، از اهل علم و صفا و معرفت است ملكات باطنيّهء او اخلاق حسنهء نفسانيّه و كمالات علميّهء عقليّه و معارف حقّهء قلبيّه است ، و كلمات او نيز حكايت از مكنونات و ملكات باطنيّهء او نمايد ، و هرگاه متكلّم از اهل جهل و كدورت و طبيعت است ملكات باطنيّهء او اخلاق سيّئهء نفسانيّه و ادراكات جهليّهء شيطانيّه و ملايمات شهوات نفسانيّهء طبيعيّه است ، و كلمات او نيز حكايت از مكنونات و ملكات او نمايد ، و اگر متكلّم ، متوسّط است در سعادت و شقاوت نيز كلمات ممتزج و مختلط است ؛ زيرا كه كلمات ، منبعث است از خيالات ، و خيالات منبعث است از ارادات ، و ارادات قلبيّه يا منبعث است از هوا و هوس نفسانيّهء طبيعيّه كه مقرون بجهل نفسانى است و يا منبعث است از اشواق الهيّهء قلبيّه كه مقرون بعلوم عقليّهء شرعيّه و معارف يقينيّهء قلبيّه است ؛ پس در حقيقت ، كلمات انسانيّه ، ثمرات اشجار طيّبه يا خبيثهء نفسانيّه و عقليّه و قلبيّهء اوست ؛ و طيب و خباثت ثمره ، دليل بر طيب و خباثت شجره است ؛ پس ، از كلام صفا و كدورت و علم و جهل متكلّم ظاهر مىشود ، و كلام معرّف متكلّم است ، و مرد در تحت لسان خود پنهان است و از كلام او كمال و نقص او ظاهر مىشود :